رندانه

رندانه جاییست که می نویسم و عکس هایم را می گذارم

رندانه

رندانه جاییست که می نویسم و عکس هایم را می گذارم

درشبکه های اجتماعی
رندانه

سلام
سیدمحسن حسینی‌خواه هستم
مهندسی صنایع خواندم
عکاسی و طنز نویسی را مانند خورشت قورمه سبزی دوست دارم
اگر یادم بماند می‌نویسم، نه اینکه یادم باشد وبلاگی دارم و باید بنویسم، نه! مطالب است که فراموشم می‌شود.
معمولا در فاصله زده شدن جرقه‌ای در ذهن تا رسیدن دستم به قلم یا صفحه کلید، کل ماجرا فراموش می‌شود و انگار نه انگار که اصلا به چیزی فکر کرده باشم.
دعا کنید برایم.
برای خودم و حافظه‌ام.
دعا می‌کنم برایتان. شب‌ها. اگر یادم بماند البته.
ممنون

طبقه بندی موضوعی



هفته بعد می‌شود دقیقا دو سال و نیم. دو سال و نیم از سفر بهمن ماهی مشهد ما گذشت. غیر از سجاد(نفر اول از سمت راست من و سمت راست شما) که متاسفانه یا خوشبختانه هر روز می‌بینمش، خیلی وقت می‌شود بقیه را ندیدم. فرهاد سرباز است کار فرهنگی می‌کند میخواهد جلد دوم کتاب فرهنگ برهنگی کامل و کامل برهنگی مصور را بنویسد، سجاد هم قول داده که نقاشی‌هایش را بکشد. مهران تازه از سربازی آزاد شده و در به در دنبال کار است و هر بار که من می‌گویم بیا و بازاریابی شبکه‌‌ای کار کن از راه دور یک‌دانه از آن لقدهای (دقت کنید که لگد با لقد فرق دارد و لقد نام لگدِ مهران است) معروفش حواله ما می‌کند و می‌رود. رضا هم که از پارسال که دانشگاه تبریز قبول شده رنگ اصفهان(موطنش) را ندیده است قرار است به دلیل حضور حداکثری در دانشگاه به عنوان کارمند افتخاری دانشگاه تبریز از او تقدیر به عمل آید. خودم هم که بیکارِ علاف اینجا هستم و دارم پشت به پشت میگذارم، بلکه شما دلتان رحم بیایید در کنار عکسِ دخترکان #درشت_جایگان و پسرکان #بازو_بیست_‌سانتی عکس‌های مارا به لمس انگشت اشاره‌ای یا خدای ناکرده انگشت شستی لایک نمایید،(که خیر در اولی است و دومی چندان جالب نیست). مرتضای وثوق هم که پس از سال‌ها تلاش و مرارت بالاخره ماه گذشته توانست اقامت دائم ایران را بگیرد، فارسی‌اش خیلی بهتر شده و الان دیگر مشکلی برای برقراری ارتباط ندارد. و نفر آخر از سمت من و نفر آخر از سمت شما هم به تازگی عقد مختصری خوانده‌اند و در عقد مختصرشان کباب برگ و جوجه و کیک و میوه دادند و دیگر با او نمی‌شود شوخی کرد. بالاخره همسر دارد و همسرش خانواده‌ای و خانواده همسرش هم اکانت اینستاگرامی و پیجی. بالاخره ممکن است خدای ناکرده و هفت قرآن به میان یک روزی ما را در اکسپلور (ذره‌بین معروف اینستاگرام) نشان دهند (خدا آن روز را نیاورد) و از قضا فامیل‌های عروس هم پست ما را ببینند و بروند و بگویند و هزار دردسر به وجود آید. حالا که فکر می‌کنم اصلا چه مرضی است که این عکس را اینجا بگذارم. بروم بگذارم سرجایش در درایو دی در پوشه وصیت‌نامه امام(ره) که هر روز حداقل یک‌بار ببینمش چه‌کار دارم به بقیه. خودم بس ام.


مضاف الیه:
۱- تمام مطالب بالا ساخته ذهن خلاق نویسنده نبوده است و تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها. اما این‌کار هیچ چیزی ارزش‌ها و خلاقیت نویسنده مطالب فوق کم ‌نمی‌کند.
۳-فعلا سه ندارد...
۴- دواش مربوط می‌شد به اینستاگرام و اینجا محلی از اعراب نداشت و پاک شد



دمت گرم




تریاک سرب دار

توجه!
از کلیه معتادان تریاکی تهران تقاضا داریم،از مصرف تریاک‌هایی که در مجاورت هوا قرار گرفته اند،خودداری نمایند.
دیروز فردی به علت مصرف تریاک سرب دار جان خود را از دست داد.

لازم به ذکر است در هوای پایتخت میزان قابل توجهی سرب وجود دارد.


ابزار

خیلی پشتکار میخواهد، انسان ابزاری بسازد که به علت استفاده غلط، آدم را بکشد و هی دوباره بسازد و هی دوباره بد استفاده کند و هی دوباره بمیرد و‌بمیرد و‌ بمیرد.
و آنقدر بمیرد که هیتلر و چنگیز و اسکندر و داعش و وبا و طاعون و مالاریا و سرطان نکشته باشند.
خسته نباشد.


فال حافظ

پسرک فال فروش جلویم ظاهر شد ، اصلا حوصله اش را نداشتم . اما یک‌آن هوس یک غزل درست درمان ِحافظ کردم.چنتایی فال برداشتم ،لبخندی به لب پسرک نشست .وقتی که دید دارم برگه های فال را  وزن  می کنم، لبخندش با همان سرعت که آمده بود از میان رفت (جوری که تا سه نسل بعد از پسرک کسی در خاندانشان نخندید  ) و یک علامت تعجب گنده جای آن را گرفت .
- گفت: عمو چیکار میکنی ؟
 گفتم دارم یک غزل سنگینش را سوا میکنم .
دست نوازشی به سرم کشید و گفت : "عمو خوب میشی .دیر و زود داره ، اما بالاخره خوب میشی  "



قبل تر ها را حتما به یاد دارید ، حوالی ظهر که از کوچه و خیابان می گذشتیم عطر غذاهای مختلف به مشام می رسد. که به حق پادشاه بوی غذا ، قورمه سبری  بود . به مناسبت های مختلف و فصول بوی انواع آش و شله زرد و رب بود که کوچه را پر می کرد . اما دیگر خبری از آن روزها و بو ها نیست . " شرکت بو گستران شرق خاورمیانه " دست به ابنکاری جالب زده است و اقدام به تولید اسپری بوی غذا نموده است . چند و چون ماجرا را از مدیر عامل این شرکت آقای بویا جویا می شویم .

چطور شد به سمت تولید این اسپری ها رفتید ؟
 برای زنده نگهداشتن یاد و خاطره عطر غذا ها تصمیم به تولید این اسپری ها گرفیتم . با اسپری بوی قورمه سبزی شروع کردیم و پس از دیدن استقبال مردم به سراغ بقیه غذا ها هم رفتیم .
- فروش شما چطور بوده تا اینجای کار ؟ رضایت بخش بوده ؟
- خدا روشکر ، فروش خوب بوده ما الان داریم برای صادرات محصول به ۱۰۰ کشور دنیا آماده میشیم .
مورد استفاده این اسپری ها کجاست ؟
بستگی داره ، خیلی ها تو مهمونیا استفاده می کنند و خیلی ها هم برای اینکه جلو در همسایه کم نیارن از این اسپری ها استفاده می کنند .
البته ما خریدار عمده هم داریم ، رستوران و کترینگ ها برای جلب مشتری میان از ما این اسپری ها را در حجم زیاد از ما خریداری می کنند و در ظهر و شب در اطراف رستوران شان پخش می کنند .
- حمایت ها از شما چطور بوده ؟
حمایت ها خوب بوده ،  سلام می رسونه
-کلام آخر ؟
-عرضی نیست . ان شا الله مردم از اسپری های ما استفاده کنن و‌لذت ببرن.



پخش یورو 2016 در ایران

یورو 2016
در خبر ها آمده بود که شرکت قطری پخش کننده بازی های یورو ۲۰۱۶ ، از صدا و سیما به یوفا شکایت برده است و ناله ها کرده است که چنین است و چنان است . شرکت قطری به جای گرفتن شرخر و فرستادنش به خیابان ولیعصر بالاتر از پارک ملت ، جهت وصول‌طلب خود به روشی متمدنانه روی آورده است. آن ها در یک اقدام تلافی جویانه تصمیم به پخش تماشاگرانی با کمترین لباس در هر بازی و به ویژه در لحظات حساس گرفتند ، با این کار صدا و سیما چاره ای جز پخش صدباره تصویر افسوس سرمربی ، شوت به سمت آسمان استرلینگ ، ضربه آزاد گل نشده CR7 ... ندارد، با این کار لذت فوتبال به طور تضمینی از بین خواهد رفت و فقط مقداری فحش است که نصیب سازمان صدا و سیما می شود , حداقلش این است که دل شرکت قطری کمی خنک می شود.


فیلتر ایرانیان در اینستاگرام

اینستاگرام کاربران ایرانی را فیلتر کرد . اینستاگرام کابران ایرانی به دلیل" فحاشی و داشتن بد آموزی " برای سایر کاربران در بقیه کشور ها فیلتر کرد.زین پس کاربران اینستاگرام از خارج از ایران اسلامی قادر به دیدن پست های ایرانیان نیستند ، اما مردم ایران همچنان می توانند پست های یکدیگر را مشاهده کرده و به اقدام به کامنت گذاری نمایند.
متن زیر در حساب کاربری اینستاگرام منتشر شده است :
we decided to filter iranian, they says Fohsh and has BadAmoozi




هرساله شاهد رشد فزاینده توقعات و انتظارات قشر اندک و میلیونی کارگر هستیم. کسانی که با این توقعات بیجا چوب لای چرخ کارفرمایان می‌گذراند و نمی‌گذارند که آن‌ها به‌کار خود مشغول باشند. حوالی ۱۱ اردیبهشت هم که می‌شود دیگر غوغا می‌کنند، برای خودشان  روز و هفته ساخته‌اند و می‌خواهند راهپیمایی برگزار کنند و همان مطالبات را  مطرح کنند. این دوستان کارگر ما البته خواسته‌های دیگری را نیز مطرح می‌کنند، با تنی چند از کارفرمایان و صاحبان سرمایه مصاحبه‌ای ترتیب دادیم تا با خواسته‌های بی‌جای کارگران بیشتر آشنا شویم.
محمد از اراک می‌گفت: "کارگران از ما توقع بیمه شدن دارند و دائما معترض هستند که چرا بیمه نیستند. بیشتر انرژی‌شان را صرف اعتراض می‌کنند تا اینکه به کار و مسئولیت و خود برسند. من نمی‌دانم بیمه بودن چه سود و فایده‌ای دارد. همه می‌دانند که بیمه فقط به دنبال پول گرفتن است. اگر این‌ها این انرژی را در مسیر کار و تولید مصرف می‌کردند، کشور ما دچار این مشکلات نبود."

پویا مدیرعامل کارخانه گفت: "کارگران از او قراردادهای بلندمدت و دائمی می‌خواهند و زیر بار قراردادهای کوتاه‌مدت موقتی نمی‌روند ." به نظر پویا: "این قراردادهای کوتاه‌مدت به نفع خود کارگران است با یک دودوتاچهارتای ساده متوجه این مطلب می‌شوند. قرارداد کوتاه‌مدت به کارگران این اجازه را می‌دهد که بتوانند هرچند ماه یک‌بار شغل خود را عوض کرده و جای دیگری مشغول به کار شوند." او همچنین امنیت شغلی را توطئه استکبار جهانی می داند و در ادامه گفت: " بهتر است کارگران بحث امنیتی شغلی را مطرح نکنند، زیرا هرچه که باشد این یک بحث امنیتی است و ممکن است برای آن‌ها دردسرساز شود."

آقای چینی‌فروشان (تاجر وطن پرست سابق)  نیز از کارگران و صنعتگران داخلی دلی پر دارد، او از اینکه نمی‌تواند جنس‌های با دوام و با کیفیت ساخت کشور دوست و برادر چین را بفروشد عصبانی است و کارگران را سدی در برابر پیشرفت می‌داند و می‌گوید: به نظرم خواسته‌های کارگران بیجاست و شرایط آن‌ها هم بسیار خوب است " او همچنین در مورد وضعیت زندگی و معیشت کارگران گفت: " من هم چند سالی است که لب به برنج نزده‌ام و مجبورم که کباب و مرغ و بوقلمون را خالی یا بعضاً با نان مصرف کنم پس به خوبی می‌توانم آن‌ها را درک کنم."

یکی از کارفرمایان که ضرر بسیاری را به خاطر یکی از کارگران متحمل شده بود گفت : " دست یکی از کارگران به دلیل نقص فنی دستگاه پرس زیر دستگاه رفت و مجبور شدند که دستش رو از شانه قطع کنند، خداروشکر که بیمه بود و شرکت بیمه 1% هزینه درمان رو پرداخت کرد، ولی ما مجبور شدیم که به خاطر این آقا یک روز خط تولید را تعطیل کنیم، من از ایشان شکایت کردم و  درخواست خسارت یک میلیاردی کردم و این آقا باید این خسارت را به ما پرداخت کند."

همان طور که خواندید کارگران مطالبات نامعقول و بیجایی مانند افزایش حداقل دستمزد ، دارابودن امنیت شغلی و بهره بردن از بیمه تامین اجتماعی را دارند که به حق خواسته غیر قابل قبولی می باشد و در وضعیتی بسیار خوب و مناسب به سر می برند. امید است که سطح توقعات خود را پایین بیاورند .




فقط چند لیتر آب شور اضافی


ارومیه - شمال غربی ایران:

بخش اول ارومیه: با شروع بحران دریاچه ارومیه و کاهش سطح آب و خشک شدن دومین دریاچه آب‌شور جهان ، مسئولین تلاش‌های بسیاری برای احیا مجدد این موهبت خدادادی کردند اما این تلاش‌ها تاکنون ثمری نداشته و وضعیت این دریاچه همچنان فوق بحرانی است. آخر با سطل سطل آب ریختن به دریاچه که نمی‌توان آن را پر کرد، مثل این است که شما بخواهید وان را با قاشق پرکنید (لازم به ذکر است بنده وان را فقط در فیلم‌ها دیده‌ام). تاکنون طرح‌های مختلفی پیشنهادشده است ازجمله واردات آب‌شور از خارج و... اما متأسفانه به دلیل وجود تحریم‌ها امکان واردات چنین حجم آب شوری وجود نداشت. تلاش‌ها برای احیا تاکنون بی‌فایده بوده است.

نهصد کیلومتر به سمت جنوب حرکت می‌کنیم.

گتوند – جنوب غربی ایران:

بخش دوم گتوند: متخصصین شبانه‌روز در حال تلاش برای بهبودی وضعیت  دریاچه ارومیه بودند ، اما روحشان هم خبر نداشت نهصد کیلومتر آن طرف تر ( به سمت جنوب ) متخصصان زحمتکش داخلی در حال ساخت بزرگ‌ترین دریاچه آب‌شور مصنوعی جهان بودند. آنان توانسته بودند ظرف چند سال آب شیرین و گوارای کارون را تبدیل به آب‌شور (با شوری ده برابر آب دریا) نمایند. متأسفانه شور کردن آب زیاد به مذاق مردم کوته‌بین خوش نیامد ، هیچ‌کس قدردان تلاش‌های بی‌شائبه و خالصانه آن‌ها نبود و همه در مذمت این کار مطلبی می‌گفتند و مصاحبه‌ای می‌کردند.

راه‌حل این دو مشکل بغرنج ملی و کمی تاقسمتی جهانی اینجاست،حتی کودکان هم آن را می‌دانند بر چند اصل ساده بناشده است.

 1- اصل چیزی که خوار آید روزی به کار آید.

 2- اصل پایستگی آب‌شور میزان آب‌شور در کشور پایسته می‌ماند به‌بیان‌دیگر آب‌شور از بین نمی‌رود از جایی به‌جای دیگر منتقل می‌شود.

 3- اصل انتقال اضافه به محل کمبود: شما در یک حسابتان صد تومان کم دارید به‌جای آن در حساب دیگرتان صد تومان اضافه‌دارید، شما چه می‌کنید؟ صد تومان از آن حساب که بیشتر دارید به آن حسابی که کم دارید واریز می‌کنید.

فکر می‌کنم تا الآن با خواندن این اصول متوجه راه‌حل شده باشید. بله راه‌حل به همین سادگی است:

« انتقال آب‌شور دریاچه پشت سد گتوند به دریاچه ارومیه »

در برخی مسائل ضمن داشتن دانش و تخصص کافی دید همه‌جانبه و فراتر از نوک دماغی لازم است علاوه بر این‌ها شناخت امکانات و منابع داخلی تأثیر شگرفی در حل بسیاری از مشکلات دارد مشکلی که صدها دکتر-مهندس ژاپنی حل نکردند یک نو فارغ‌التحصیل رشته مهندسی صنایع توانست حل کند. کمی مغرورانه است اما خودم را لایق جایزه صلح نوبل می‌دانم.

 

شوری به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد

مشکل دریاچه را حل بکند مهندسی[1]

 

سعدی (با اندکی تلخیص و تصرف)

 

سید محسن حسینی خواه سحرگاه 22 رمضان 1436 برابر 18 تیر 1394



[1] قصه به هر که می‌برم فایده‌ای نمی‌دهد

مشکل درد عشق را حل نکند مهندسی

 

مسئله  : بوی غذا ، اگر غذای مادر باشد ( ایشان این غذا را درست کرده باشند ) روزه را باطل می کند.

توضیحات : بوی غذای مادر انسان را مست می کند و انسان مست نیز روزه ندارد ، به همین دلیل است که بوی غذای مادر روزه را باطل می کند

طاعات و عبادات قبول

التماس دعا 


 

با توجه به اخبار وا صله مبنی بر قطع شدن اینترنت در برخی ! ، چند نکته مفید در ذیل آمده است:

1-آرامش خود را حفظ کنید.

2- اصلا برای وصل شدن مجدد آن تلاش نکنید.

3- نگاهی  به ساعت انداخته و به کارهای که می توانید در این زمان انجام دهید فکر کنید .

4- در صورتیکه کار عقب مانده ای دارید به انجام آن بپردازید .

5- به قفسه کتاب خود نگاهی انداخته و کتابی را بردارید.

6-  تلفن همراه خود را در دورترین و صعب العبور ترین مکان نسبت به خود قرار دهید.

 در مکانی آرام شروع به مطالعه کتاب نمایید .

8- تا وقتی که کاری ضروری با اینترنت نداشتید، برای وصل شدن آن تلاش نکنید.

9- در آرامش به زندگی خود ادامه دهید.

با سپاس از توجه شما 


مثلا طنز ِ شماره دو (برجامیات *)

پنجشنبه, ۳ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۳۱ ب.ظ

تیتر خبر :
صالحی : اصرار آمریکایی ها درباره لزوم فروش آب سنگین اضافی قبل از اجرای برجام خارج از عرف و غیر قابل قبول است.
------------------------------------------
بر همین اساس گفتگوی صالحی و مونیز وزیر انرژی آمریکا به شرح زیر است :

مونیز : سلام
صالحی : سلام ، بفرمایید کاری داشتید ؟
مونیز : بله ، عرضی داشتم ، میخواستم بگم بیاید  این آب سنگینتونو قبل از  اجرای برجام بفروشید . به کارتون نمیاد . بفروشید خیال ما هم راحت بشه.
صالحی : چرا بفروشیم ؟! ما طبق برجام عمل می کنیم مثل شما که نیستیم.
مونیز : آخه به کارتون نمیاد ، بار اضافیه ، الکی پول واسه نگهداریش میدید .
صالحی : اینش دیگه به شما مربوط نیست، به قول شما ایتس نان آف یوز بیزینس 
مونیز : ..... ولی بیایید بفروشید


صالحی : ولمون کن ، حالا این همه میگی ، خودت خریداری ؟ چند میخری ؟
مونیز : نه ما که خریدار نیستیم ،راستش ما پولشو نداریم ، هر چی بود خرج دوا درمون " دونالد ترامپ" کردیم .
من فقط و فقط واسه راحتی شما میگم . خیر و صلاحتونو میخوام .
صالحی : پس واسه چی دو ساعته وقت منو گرفتی، نه میخرید نه میذارید به یکی دیگه بفروشیم ، آقا جان برووو
 توقف بی جا مانع کسب است.
مونیز :باشه از ما گفتن بود " من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم

تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال" . فعلا خداحافظ ،من میرم هالیدی کار داشتی اس بده.
صالحی : برو آقا جان برو خوش بگذره . بذار ما هم کاسبی مونو کنیم .

صالحی در حال چسباندن آگهی فروش آب سنگین ،

 


متن آگهی :
 مقدار محدودی آب سنگین به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش می رسد .( معاوضه با کیک زرد ) 
توقف بی جا مانع کسب است ، حتی شما آمریکا


* برجامیات : از موضوعات نثر است که در آن نویسنده متنی با موضوع برجام و یا حواشی آن می نویسد .


مثلا طنز ِ یک (چرا آب پاشی نمی کنید؟)

پنجشنبه, ۳ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۲۲ ق.ظ

چرا با استفاده از هواپیما های سم پاش روی آلودگی ها آب پاشی نمی کنید؟

چرا از تجربیات استفاده نمی کنید؟
چرا از تجربیات گران بهای هشت ساله دولت قبل استفاده نمی کنید؟
آیا نمی دانید طبق آمار ، بلافاصله بعد از اجرای این کار دو هزار و دویست و سی و شش برابر آلودگی هوای تهران را کاهش پیدا کرد  ؟
آیا میدانستید این کار باعث شد تا هرچه بنزین غیر استاندارد و سرطان زا به خورد ماشین ها ها بدهند ، تاثیری بر آلودگی هوای تهران نداشته باشید ؟


آیا فکر میکنید فقط خودتان دکتر هستید و بقیه سرهنگ هستند ؟
آیا فکر میکنید آقای دکتر احمدی نژاد دکتر نیست ؟
چرا میخواهید به خاطر غرض ورزی های شخصی سلامت مردم را به خطر بیاندازید ؟
آیا وقت آن نرسیده است که به روش های علمی و عملی آقای دکتر ایمان بیاورید ؟
آیا استفاده از بنزین یورو چهار اصلا تاثیری دارد ؟
وقتی با یک آبپاشی ساده می توان کلک آلودگی را کند ، پس چرا به خودرو سازان داخلی گیر دادید که  استاندارد اجنبی  یورو چهار را در خودرو های تولید داخل رعایت کنند ؟
آیا مظلوم تر از خودرو سازان گیر نیاوردید ؟
چرا می خواهید اینطور القا کنید که خشک کردن دریاچه ها و تالاب ها و .... در چند سال گذشته ( همون چند سال ، نویسنده اینجا چشمک می زند ) در آلودگی هوا بسیار موثر است ؟
چرا وقتی گزارشگر صدا سیما در مورد آلودگی هوا از مردم سوال می کرد همه آن ها ماسک هایی متحد الشکل به روی صورت داشتند ؟ آیا این کار خودش جوش بوده است ؟؟
آیا اصلا هوا آلوده بوده است یا پسر فلان آقازاده میخواسته دو روز تعطیل باشد و به مدرسه نرود ؟
آیا الان دیر وقت نیست ؟
آیا......


سال 89 بود، همین روز ها ، آن روزها هم مانند امروز بحث اول کشور آلودگی هوا بود . در آن روزها طرحی ارایه شد مبنی بر پاشین آب با استفاده از هواپیماهای سم پاش بر روی آلودگی شهر تهران ، این را گفتم برای کسانی که شاید یادشان نباشد.