رندانه

رندانه جاییست که می نویسم و عکس هایم را می گذارم

رندانه

رندانه جاییست که می نویسم و عکس هایم را می گذارم

درشبکه های اجتماعی
رندانه

سلام
سیدمحسن حسینی‌خواه هستم
مهندسی صنایع خواندم
عکاسی و طنز نویسی را مانند خورشت قورمه سبزی دوست دارم
اگر یادم بماند می‌نویسم، نه اینکه یادم باشد وبلاگی دارم و باید بنویسم، نه! مطالب است که فراموشم می‌شود.
معمولا در فاصله زده شدن جرقه‌ای در ذهن تا رسیدن دستم به قلم یا صفحه کلید، کل ماجرا فراموش می‌شود و انگار نه انگار که اصلا به چیزی فکر کرده باشم.
دعا کنید برایم.
برای خودم و حافظه‌ام.
دعا می‌کنم برایتان. شب‌ها. اگر یادم بماند البته.
ممنون

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۷ ثبت شده است

در این مملکت دیواری کوتاه تر از پروستات وجود ندارد. آخر مگه یک پروستات سه سانتی چقدر می‌تواند مشکل‌ساز باشد که هر چه می‌شود، می‌اندازند گردن این بخت برگشته. یعنی در جوانی که خوش‌خوشانشان بود کاری با آن نداشتند، اما حالا هر‌چه می‌شود، مقصر اصلی پروستات است.

در همین فقره شهرداری تهران هم، آقای شهردار گفت الا و بالله پروستاتش عود کرده و دیگر توان کار ندارد. هر چه اعضای شورا گفتند که نه بابا اذیت نکن، آخه پروستات! برو ما استعفات رو قبول نمی‌کنیم. انقدر این‌کار را ادامه دادند تا اینکه شهردار پروستات خود را به یکی از اعضای شورا نشان داد و وی پس از دیدن پروستات هر جوری بود اعضای شورا را راضی کرد تا اسعفا را قبول‌کنند.

از رجال سیاسی که بگذریم، همین شوهر عمه ما یکبار سرماخورده بود و نمیخواست خانه ما بیایید. هر چی اصرار می‌کردیم که بیا می‌گفت، نه. کسالت دارد و از این حرف‌ها. هی گفتیم خدا بد ندهد و هی میگفت: «خدا که بد نمیده.» از ما اصرار که چه شده است گفت از پروستاتش است. بالاخره جای حساسی بود و ما قبول کردیم اما بعدش که عمه ام با بچه ها آمدند گفت که فلانی سرما خورده بود و نمیخواست که بگوید.
یعنی میخواهم بگویم دیوار پروستات از این سرما‌خوردگی هم کوتاه تر است.

خلاصه هر چه که‌ می‌شود را الکی به گردن این بدبخت نیندازید و مرد باشید و واقعیت را بگویید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۴۷

در خبر ها آمده بود که ۳۳ درصد جمعیت ایران در «فقرمطلق» به سر می‌برند و خط فقر در سال ۹۶ به ۴میلیون تومان رسیده است. ذکر این نکته در اول کار ضروری است که ما زیر خط فقر نیستیم و خط فقر است که روی ما قرار دارد. یعنی فی الواقع ما در جای خود بودیم و این خط فقر بود که آمد بالای سرِ ما. مردم نباید نگران خط فقر باشند و خط فقر هم مثل بقیه موارد در اینجا دچار حباب قیمتی و گرفتار سفته بازی شده است.

 امروز می‌خواهم در مورد یکی از روش‌های بسیار خوب و کار راه بینداز حل مشکلات صحبت کنم. قضیه با یک مثال روشن‌تر می‌شود. اگر شما بخواهید آمار گردشگران در محل  خود در نوروز را افزایش دهید، به جای شمارش تعداد افرادی که مدت یک روز در آنجا اقامت داشته‌اند، تعداد افرادی که به مسافرت به استان شما فکر کرده‌اند را حساب کرده و می‌بینید که عجب ما چقدر مسافر داشتیم و نمی‌دانستیم. این روشی هست که سال‌هاست استفاده شده و امتحان خود را پس داده.

در اینجا هم همین روش کارساز است. به جای اینکه ما مردم را به بالای خط فقر ببریم که کاری بسیار مشکل و حتی غیرممکن است، خط فقر را به زیر مردم بیاورم. به این صورت که با افزایش قیمت دلار معادل دلاری خط فقر هر روز کاهش پیدا می‌کند. یعنی در زمان دلار چهار تومانی، خط فقر هزار دلار است و در زمان دلار شش تومانی خط فقر ۶۶۷ دلار است. و هر چی این دلار بالا برود بالتبع معادل دلاری خط فقر هم کم شده و مردم هر روز ثروتمند‌تر از روز قبل می‌شوند. امیدوارم با این توضیحات بنده قانع شده و به گوشه‌ای رفته و برای افزایش قیمت دلار دعا کنید که خیر شما در این است.

http://golvani.ir/?p=88447

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۷ ، ۰۹:۱۶