رندانه

رندانه جاییست که می نویسم و عکس هایم را می گذارم

رندانه

رندانه جاییست که می نویسم و عکس هایم را می گذارم

درشبکه های اجتماعی
رندانه

سلام
سیدمحسن حسینی‌خواه هستم
مهندسی صنایع خواندم
عکاسی و طنز نویسی را مانند خورشت قورمه سبزی دوست دارم
اگر یادم بماند می‌نویسم، نه اینکه یادم باشد وبلاگی دارم و باید بنویسم، نه! مطالب است که فراموشم می‌شود.
معمولا در فاصله زده شدن جرقه‌ای در ذهن تا رسیدن دستم به قلم یا صفحه کلید، کل ماجرا فراموش می‌شود و انگار نه انگار که اصلا به چیزی فکر کرده باشم.
دعا کنید برایم.
برای خودم و حافظه‌ام.
دعا می‌کنم برایتان. شب‌ها. اگر یادم بماند البته.
ممنون

طبقه بندی موضوعی

۱ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است


شاید خیلی کلیشه ای باشد و گفتن همین کلیشه ای بودن هم دیگر کلیشه شده است. اما همه ما داشته هایی داریم و فراتر از داشته هایمان آرزوهایی داریم ، که بعضی هایشان هدفی شده اند برای ما در زندگی و بعضی دیگر تبدیل شده اند به آرزوی های کوچک که وصالشان مانند تکه های کوچک نان قندی کنار چایی کام را شیرین می کند. 
یک حرف است که می ماند و آن هم یک یاد آوریست . داشته های ما  می تواند آرزوی یکی از این هفت – هشت میلیارد آدم روی این کره خاکی باشد ، می تواند مثلا آرزوی همسایه مان که هر روز صبح سلام علیک داریم باشد  ، می تواند هم خیلی دور باشد مثلا آرزوی زنی در مکزیک و حتی تفاوتی نمیکند که پولدار باشد یا فقیر اهل آفریقا باشند یا اینکه در آپارتمان های منهتن نیویورک زندگی کند، می تواند آرزوی هر یک از این ها باشد . ما هم تافته های جدا بافته ای نیستیم و  در مورد ما هم  صادق است و  شاید داشته های آن ها آرزوی ما باشد .از داشته و دارایی گفتم ولی آن را مترادف پول و ... نگذارید، قصه دیگری میخواهم تعریف کنم. خبری را در اینترنت خواندم  با این مضمون که مردی به علت مشکلی که در مغزش پشدا شده توانایی خوابیدن را از دست داده و چند سالیست که نتوانسته پلکی بر هم بگذارد و آرزو دارد که بتواند  دقیقه ای بخوابد ،برای من و شما خیلی دست یافتنی به نظر می رسد اما برای او جور دیگریست. یک لحظه فکر کنید که یکی از حس های  پنج گانه خود را از دست داده اید  ، نابینایی و نا شنوایی خیلی ملموس تر از بقیه به نظر می رسد اما به تا به حال در مورد نداشتن حس چشایی و حس لامسه فکر کرده اید ؟ هر چه که میخورد یکسان به نظر برسد چه لواشک بخورید یا که بستنی فرقی نکند (بستنی لواشکی استثناست ) یا اینکه روی شیشه دست بکیشد یا آجر هیچ تفاوتی احساس نکنید ،هستند کسانی که از این احساس محروم هستند و آرزوی داشتن آن ها را دارند.  تا آنجا که می توانیم کمک کنیم که آدم ها به آرزو هایشان برسند ، شاید به مبلغی اندک ، به اندازه چند هزار تومان باشد و یا هزینه هم نداشته باشد فقط کافیست چند ساعتی از این عمر گران بهایمان! را برای این کار صرف کنیم.


آرزو فقط پول و خانه و ماشین و ....  نیست ،آرزو چیز های کوچکیست که ما داریم . هر آدمی باید بشیند و یک حساب سر انگشتی کند و ببیند چه دارد و به خاطر داشته هایش شکر گزار باشد و همین ها را برای بقیه آرزو کند ، میبیند که او میبیند وکمکش می کند تا به آرزوهایش برسد.


*التماس دعا


۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۵ ، ۰۴:۲۱